متینمتین، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه سن داره

متین طلا

بدون عنوان

جیگر خرابکار من امروز  داشتم لباسهای تابستونه تو رو جمع میکردم تو هم مثلا اومدی کمکم اولش داشتی کمک میکردی و منم تند و تند کارامو میکردم رفتم بالای چهارپایه چمدون و از بالای کمد در بیارم که لباسات و جمع کنم که یهو صدای پاره شدن کاغذ شنیدم اولش متوجه نشدم چیکار کردی بعد اومدم پایین دیدم بله خراب کاری کردی کاغذ دیواری اتاقت رو پاره کردی اگر دیر جنبیده بودم تا تهش پاره میکردی تا اومدم پایین کاغذ رو ول کردی آخه قربونت برم تو به کاغذ دیواری هم کار داری؟ قبلا که سوار روروِک بودی دقیقا همین جا رو باروروک زده بودی و یه تیکه کوچیکش کنده شده بود من به بابایی گفته بودم که بچسبونتش اما طبق معمول امروز و ف...
24 مهر 1391

بدون عنوان

متین جان امروز پدر جون بعد از ظهر اومد دنبالمون اوردمون خونه مامانی اینا زندایی دنیا اومد پایین و تو ذوق کردی چون رونیکا رو خیلی دوست داری همش عکس میگفتی یعنی میگفتی ازتون عکس بندازیم   اینم یه چند تا عکس با دخمل دایی نازت بزار لپت رو بکشم نه نمیزارم ببریدش بعد از کلی شیطنت جفتتون بیهوش شدید ...
23 مهر 1391

بدون عنوان

عزیزم امروز من و تو بابایی برای اینکه حال و هوامون عوض شه رفتیم مرکز خرید  بوستان بعدشم بابایی برات کلکسیون حیوانات رو خرید خوشبختانه خیلی خوشت اومد چون تو معمولا اولش هر چیزی رو میخوای بعدش زود دلت رو میزنه ولی از اونا خوشت اومد اولش ازشون میترسیدی که تو دستت بگیری  ولی بهت گفتیم جوجو ترست ریخت یه جا آکواریوم ماهی بود رفتی جلوش نشستی و گفتی جوجو انقدر خوشت اومده بود که دوست نداشتی بیای   اینجام عروسک شرک و دیدی خیلی خوشت اومد تازگی هم یاد گرفتی از خیابان که میخوای  رد بشی جلوی ماشینها دستتو بالا بگیری تا نگه دارن توی وروجک رد بشی     اینجا...
23 مهر 1391

بدون عنوان

عسلم انقدر با محبتی که اگر خودت چیزی میخوری به ما هم میدی البته اینجا عروسکت رو اوردی داری بهش انار میدی       بعد از اینکه دادی خورد با دستمال دهنش رو پاک کردی       ...
21 مهر 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به متین طلا می باشد