متینمتین، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره

متین طلا

بدون عنوان

عزیزم امروز من و تو بابایی برای اینکه حال و هوامون عوض شه رفتیم مرکز خرید  بوستان بعدشم بابایی برات کلکسیون حیوانات رو خرید خوشبختانه خیلی خوشت اومد چون تو معمولا اولش هر چیزی رو میخوای بعدش زود دلت رو میزنه ولی از اونا خوشت اومد اولش ازشون میترسیدی که تو دستت بگیری  ولی بهت گفتیم جوجو ترست ریخت یه جا آکواریوم ماهی بود رفتی جلوش نشستی و گفتی جوجو انقدر خوشت اومده بود که دوست نداشتی بیای   اینجام عروسک شرک و دیدی خیلی خوشت اومد تازگی هم یاد گرفتی از خیابان که میخوای  رد بشی جلوی ماشینها دستتو بالا بگیری تا نگه دارن توی وروجک رد بشی     اینجا...
23 مهر 1391

بدون عنوان

عسلم انقدر با محبتی که اگر خودت چیزی میخوری به ما هم میدی البته اینجا عروسکت رو اوردی داری بهش انار میدی       بعد از اینکه دادی خورد با دستمال دهنش رو پاک کردی       ...
21 مهر 1391

بدون عنوان

متین جان کم کم داری یاد میگیری که به مامانی کمک کنی تا آشغال میبینی بر میداری میگی دور بعدشم میری میندازی سطل آشغال بهت میگم برو برام کاغذ و مداد بیار سریع میری از کشو میاری قربون پسر باهوشم بابایی میگه برو ناخن گیر و بیار سریع میری از کشو میاری و به پاهای بابایی اشاره میکنی  یعنی بگیر هر چی از وسایلت روی زمین باشه مرتب جمع میکنی البته بعضی وقتا هم همه رو روی زمین پخش میکنی قربونت برم که انقدر تو باهوش و زرنگی ...
20 مهر 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به متین طلا می باشد