بدون عنوان
متین جان دیروز رفتیم آتلیه سها و چند تا عکس انداختیم خیلی عکسهات قشنگ شد دست خاله پریسا درد نکنه دیروز گفتند که مایلید که عکست رو تو وب سایتشون بزارن منم با کمال میل قبول کردم امروز رفتم تو سایت و عکس قشنگت رو دیدم گذاشتند دست همگیشون درد نکنه دستتون درد نکنه آتلیه سها ...
بدون عنوان
عزیزم کم کم دایره لغاتت داره وسیع میشه تقریبا هر کلمه ای رو چند بار بهت بگم یاد میگیری کلمات جدیدی که توی این سه روز یاد گرفتی عمه عمه علی علی ابو  ...
متین و دومین محرم.....
عزیزم امسال دومین تاسوعا و عاشورای حسینی بود که تو در کنار ما بودی امام حسین و حضرت ابوالفضل نگهدارت باشن اینم لباس سقایی و طبل که بابا برات گرفته بود اینجا برای اولین بار این دستکش و دستت کرده بودم و تو داشتی با تعجب نگاش میکردی امیر جان و ستایش جون دو قلوهایی بودند که تو باهاشون دوست شدی انشاالله یه روز تو بین الحرمین باشی عزیزم امام حسین نگهدارت باشه عزیزم ...
بدون شرح
بدون عنوان
شیطون بلا پریشب رفتیم خونه مامانی (مامان بابا) تو داشتی بازی میکردی اومدی بدویی خوردی زمین و چشمت خورد به پایه میز عسلی کلی گریه کردی و من اولش نفهمیدم کجات خورده بعد دیدم چشمت کبود شده و باد کرده کلی ترسیدم گفتم خدای نکرده چشمت آسیب جدی ندیده باشه چون من خیلی رو تو حساسم همش نگرانم برات اتفاقی بیفته سپردمت به خدا دعای هر روزم اینه که تو همیشه سالم باشی و خدا به هر کی از این فرشته ها میده براش حفظش کنه تو رو هم برای ما اتفاقا دیروز هم وقت آتلیه داشتی ولی چون این اتفاق برات افتاد کنسلش کردم و افتاد برای هفته بعد انشاالله ...
بدون عنوان
عزیزم الان داشتم باهات کارتهای بن بن بن رو کار میکردم تا کارت دست رو نشون دادم و ازت پرسیدم این چیه گفتی دست انقدر من و مامانی ذوق کردیم و کلی برات دست زدیم آخه قبلا که ازت میپرسیدم این چیه دستت و نشون میدادی حالا میتونی بگی کلمه جدید دست ...
بدون عنوان
بیست و یکمین ماهگرد
عزیزم بیست و یکمین ماهگردت مبارک ...
بدون عنوان
عسلم امروز که رفته بودیم خرید تو اتاق پرو با من اومدی داشتی خودت رو تو آینه نگاه میکردی گفتم خودت رو تو آینه نگاه میکنی یکدفعه تو هم گفتی آینه ؟؟؟؟؟ انقدر خوشحال شدم که یک کلمه دیگه به کلمه هات اضافه شده آینه









