بدون شرح
بدون شرح
بدون عنوان
عروسکمممممممممممم امروز هفتمین سالگرد ازدواج من و بابا بود و یه جشن سه نفره کوچولو گرفتیم امیر جان سالگرد یکی شدنمون مبارک ...
بدون شرح
بدون عنوان
عشققققققققققققم امشب رفته بودیم بیرون تو ماشین با هم بازی میکردیم بهت گفتم ببعی میگه تو گفتی بع بع پیشیه میگه گفتی پیش پیش بهت گفتم میگه میو میو تو هم تکرار کردی میو میو گفتم کلاغه میگه :سکوت کردی گفتم میگه غار غار دوباره ازت پرسیدم کلاغه چی میگه گفتی دار دار فدای اون صدای نازت بشم من که دل من و بابایی رو میبره کی بشه مثل بلبل حرف بزنی و برامون شیرین زبونی کنی ...
بدون عنوان
بدون عنوان
عزیزم امروز صبح با هم رفتیم بیرون تا اومدیم بیرون تگرگ شروع شد تو هم چون تا حالا ندیده بودی به من گفتی مامان حموم من انقدر خندم گرفته بود که نمیتونستم جوابت رو بدم قربونت برم انقدر بارون تند و زیاد بود که فکر کرده بودی دوش حمامه ...
بدون عنوان
عزیزم امروز لیلا جون یکی از بهترین دوستای دوران دانشگاهم با هیراد جون برادر زادش اومدن خونمون طبق معمول یه چیزی برات خریده بود یه بوم نقاشی دو تا گرفته بود که با هیراد نقاشی کنید قبلا هم برات یه سری رنگهای انگشتی خریده بود ناهار که خوردیم براتون اوردیم تا بازی کنید تو هم که خیلی خوشت اومده بود من اولش فکر کردم چون تا حالا بازی نکردی ندونی باید چیکار کنی ولی تا گذاشتم مثل پیکاسو شروع کردی به نقاشی کردن کلی هم کیف کردی لیلا جون دستت درد نکنه اینم هیراد جون اول یه انگشتت و تو رنگ میکردی کم کم دو تا انگشت شد نزدیک بو...
بدون عنوان
عسلم از هفت ماهگی که مرواریدای قشنگت شروع به دراومدن کرد به خاطره قطره آهن که میخوردی مرواریداتو مسواک میزدم چون که دوست ندارم که سیاه شن تا هفته گذشته با مسواک انگشتی برات مسواک میزدم ولی الان دیگه با مسواک معمولی برات مسواک میزنم پریشبم که رفته بودیم هایپر برات یه ژل دندون خریدم و امروز صبح برای اولین بار به مسواک خمیر دندون زدم قربونت برم که کلی هم خوشت اومده بود و با من تو مسواک زدن همکاری کردی امیدوارم که همیشه مرواریدات تو دهنت بدرخشند و سالم بمونن ...







