متینمتین، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه سن داره

متین طلا

بدون عنوان

عشققققققققققققم امشب رفته بودیم بیرون تو ماشین با هم بازی میکردیم بهت گفتم ببعی میگه تو گفتی بع بع             پیشیه میگه گفتی پیش پیش بهت گفتم میگه میو میو تو هم تکرار کردی میو میو  گفتم کلاغه میگه :سکوت کردی گفتم میگه غار غار دوباره ازت پرسیدم کلاغه چی میگه گفتی  دار دار               فدای اون صدای نازت بشم من که دل من و بابایی رو میبره کی بشه مثل بلبل حرف بزنی و برامون شیرین زبونی کنی   ...
27 آبان 1391

بدون عنوان

عزیزم   امروز صبح با هم رفتیم بیرون تا اومدیم بیرون تگرگ شروع شد تو هم چون تا حالا  ندیده بودی به من گفتی مامان حموم من انقدر خندم گرفته بود که نمیتونستم جوابت رو بدم قربونت برم انقدر بارون تند و زیاد بود که فکر کرده بودی دوش حمامه   ...
24 آبان 1391

بدون عنوان

عزیزم امروز لیلا جون یکی از بهترین دوستای دوران دانشگاهم با هیراد جون برادر زادش اومدن خونمون طبق معمول یه چیزی برات خریده بود یه بوم نقاشی دو تا گرفته بود که با هیراد نقاشی کنید قبلا هم برات یه سری رنگهای انگشتی خریده بود ناهار که خوردیم براتون اوردیم تا بازی کنید تو هم که خیلی خوشت اومده بود من اولش فکر کردم چون تا حالا بازی نکردی ندونی باید چیکار کنی ولی تا گذاشتم مثل پیکاسو شروع کردی به نقاشی کردن کلی هم کیف کردی لیلا جون دستت درد نکنه   اینم هیراد جون اول یه انگشتت و تو رنگ میکردی کم کم دو تا انگشت شد     نزدیک بو...
23 آبان 1391

بدون عنوان

عسلم از هفت ماهگی که مرواریدای قشنگت شروع به دراومدن کرد به خاطره قطره آهن که  میخوردی مرواریداتو مسواک میزدم چون که دوست ندارم که سیاه شن تا هفته گذشته با مسواک  انگشتی برات مسواک میزدم ولی الان دیگه با مسواک معمولی برات مسواک میزنم پریشبم که رفته بودیم هایپر برات یه ژل دندون خریدم و امروز صبح برای اولین بار به مسواک خمیر دندون زدم قربونت برم که کلی هم خوشت اومده بود و با من تو مسواک زدن همکاری کردی امیدوارم که همیشه مرواریدات تو دهنت بدرخشند و سالم بمونن ...
22 آبان 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به متین طلا می باشد